تبلیغات
خبرهای موسیقی ایرانی - گفتگو با حسام الدین سراج

او در مكتب هنری اصفهان، آواز را آموزش دید و همین موضوع سبب شده كه حال و هوای مناسبی را در آثارش ارائه كند. اما این گرایش به مناسب‌خوانی و آشنایی با تلفیق صحیح شعر و موسیقی سبب نشده است كه او به شیوه پیشینیان خود آواز بخواند. صدا و لحن متفاوت سراج در ارائه آواز از شخصیت هنری او تعریف دیگری می‌دهد كه ردپای آن را می‌توان در آثارش جست با این وجود وقتی سراج از اركسترها و گروه‌های كاملا ملی فاصله گرفته و قالب‌های دیگر را تجربه كرده، كارش با اقبال عمومی بیشتری مواجه شده است. او به تازگی‌ اثری تحت عنوان قصه گیسو به آهنگسازی رامین كاكاوند منتشر كرده كه بهانه ما برای گفت‌وگو با وی شد. با نگاه به تعاریفی كه از مكتب آواز اصفهان وجود دارد، و با توجه به اینكه شما در آن شهر و آن مكتب پرورش پیدا كردید، اما به‌نظر می‌رسد از این مكتب فاصله دارید و تلاش می‌كنید به یك بیان مستقل برسید؟اول باید دید این مكتب چه ویژگی‌هایی دارد. آواز مكتب اصفهان در عین قدرت از یك ظرافت خاصی برخوردار است و به ملودی كلام و تلفیق صحیح شعر و موسیقی بسیار پایبند است. حقیقت این است كه من سعی دارم به این شیوه پایبند باشم اما نباید گرایش و وفاداری به اصالت را با ركود و توقف هنری یكسان دانست. اصالت، رشد و حركتی است كه به چارچوب اولیه وفادار است. من به مكتب آوازی اصفهان خیلی علاقه‌مندم و نزد چند استاد این روش را آموخته‌ام. فكر هم نمی‌كنم از آن خیلی دور افتاده باشم منتهی نباید فراموش كرد كه ضمن رعایت اصول، باید انطباق با مسائل روز را در خاطر داشت.

و شما فكر می‌كنید این كار را انجام داده‌اید؟
 
سعی كرده‌ام این كار را بكنم و نمی‌دانم چقدر در این مسیر موفق بوده‌ام.

مصادیق این انطباق و روزآمدبودن هنر شما چیست؟
من كه نمی‌توانم از خودم تعریف كنم  اما گرایش نسل جوان به آثاری كه من خوانده‌ام تا حدودی گویای این مسئله است. مخاطب جوان و نوجوان شاید در شنیدن موسیقی جدی، زیاد حوصله به خرج ندهد. بنابراین می‌بایست در بعضی جاها برای آنها ایجاد تحرك كرد. این كار هم باید به وسیله آهنگسازی، تدوین و اجرا صورت بگیرد. مثلا به جای اینكه یك بار كامل آواز بیات اصفهان را بخوانیم بهتر است دوبیت به خوبی بخوانیم و یك تصنیف را به واسطه این دوبیت به تصنیف بعدی متصل كنیم. البته آن اصفهان كامل، مخاطب خودش را دارد اما عمومیت ندارد. مخاطب میانسال و یا كهنسال كه نسبت به موسیقی گذشته ما شناخت دارد به راحتی و با لذت تمام به یك آواز همایون گوش می‌سپارد و خسته هم نمی‌شود.اگر بخواهیم از زاویه گذشت زمان به آثار شما نگاه كنیم، آثار اولیه‌تان- به‌خصوص آثاری كه با محسن نفر كار كردید- بسیار پیشرو و شنیدنی است. چرا این همكاری خوشایندی كه می‌توانست به نتایج خوبی ختم شود ادامه پیدا نكرد؟
 
معمولا هر كار هنری به فراخور مسائل جانبی شكل می‌گیرد؛ یعنی تهیه‌كننده، آهنگساز و گردآورنده اثر براساس یك خواست و ضرورت در كنار هم قرار می‌گیرند. آقای نفر نوازنده خوبی است و در آینده هم- اگر خدا بخواهد- كارهایی را با هم انجام خواهیم داد. به هر حال آن دوره، دوره خاصی بود كه ما با هم وصل‌مستان، باغ ارغوان و شمس‌الضحی را انجام دادیم كه من هم هر وقت به آنها رجوع می‌كنم، لذت می‌برم. وقتی نوازنده و خواننده در كنار هم زندگی كنند با خصوصیات هم آشنا می‌شوند و این آشنایی نتیجه خوبی دربر خواهد داشت. من و آقای نفر هم در آن سال‌ها با همدیگر زیاد تمرین می‌كردیم كه نتیجه‌اش رضایت‌بخش شد.بخشی از فعالیت‌های موسیقایی شما به موسیقی مذهبی- مناسبتی مربوط است كه با آراء نخبگان موسیقی چندان همخوان و همسو نیست. از این جدایی و انزوا، هراسی ندارید؟
من معتقدم آوازخوان با دلش می‌خواند و كار هنری با دل است. اگر من اثری مثل «وداع» را خواندم به آن افتخار هم می‌كنم و سرم بلند است. اگر علی‌الظاهر یك نفر از آن خوشش نیاید، مشكل خودش است. آن فرد از نظر من نخبه نیست چون نخبه یعنی فهیم. انسان فهیم می‌داند كه هنر به‌طور كلی بستری فطری و الهی دارد و آنچه تقدیم به‌ساحت مقدس خداوند می‌شود، یك اثر هنری واقعی است. به‌عنوان مثال اگر مثلا جنبه عرفانی و الهی حافظ را از شعر او بگیریم، دیگر حافظی وجود نخواهد داشت. این نوع برخوردها یك برخورد صنفی است و من خدا را شاكرم كه تمام كارهایم را انتخاب كرده‌ام.گاهی هم شده است بعضی از كارهای مناسبتی كه ضعیف بوده را نخوانده‌ام.

یكی از معدود خوانندگانی هستید كه با مجموعه آفاق عشق و وداع قدم‌های مؤثری برداشتید. چرا این اتفاق‌ها در موسیقی ما كمتر افتاده است و شما كه قدم‌هایی برداشتید آن را ادامه ندادید؟
این كارها براساس انتخاب شكل گرفته است. مثلا آفاق عشق را آقای امیرنوری به من پیشنهاد دادند كه هنگام تدوین من پیشنهاد دادم اثر در دوبخش و با نام‌های خسرو و شیرین و لیلی‌و‌مجنون منتشر شود. همین قضیه درباره آلبوم وداع هم پیش آمد كه به دومجموعه 60دقیقه‌ای تبدیل شد. به هر حال باید زمینه چنین كاری فراهم شود تا اتفاق هم بیفتد.

این زمینه چگونه فراهم می‌شود. آیا صرف مسائل اجتماعی و اقتصادی چنین اتفاق‌هایی خواهد افتاد؟
نه، منظور من این است كه شرایط برای انتخاب فراهم شود. مثلا وداع وقتی به من رسید، من خودم را ناگزیر می‌دانستم از انجام‌دادنش.

چرا با وجود زمینه‌هایی كه در خود شما وجود دارد، این زمینه و پیشنهاد فراهم نشده است؟
امكان دارد در آینده چنین اتفاقی بیفتد.

اصطلاحی باب شده در این سال‌ها تحت عنوان موسیقی عرفانی. نظرتان در این باره چیست و آثارتان نسبت به این عنوان در چه جایگاهی قرار می‌گیرد؟
من معتقدم عرفان با ادعا سازگار نیست و به همین جهت نمی‌توان گفت موسیقی عرفانی. عرفان و معرفت را اهالی آن به خوبی از درون یك اثر هنری بیرون می‌كشند. موسیقی هم این حكم را دارد. من كارهای زیادی از خواننده‌های مختلفی شنیده‌ام كه تحت‌تأثیر هم قرار گرفته‌ام. این در حالی است كه آنها هیچ ادعایی مبنی بر عرفانی بودن كارهای خود نداشته‌اند. در چنین شرایطی نوع و ژانر هم تاثیری در القای مفاهیم والای عرفانی نخواهد داشت. امكان دارد یك اثر در قالب اركستر بزرگ با سازهای غربی ساخته و تنظیم شده باشد اما در نهایت اثری روحانی در آدم بگذارد.

بخشی از آثار شما به واسطه استفاده از ساز باستانی تنبور، به‌عنوان موسیقی عرفانی شناخته می‌شود.
بهتر است از این دسته از آثار با عنوان كارهایی كه با تنبور اجرا شده است، یاد كنید. درست است كه تنبور اغلب در محافل روحانی و عرفانی نواخته می‌شود اما درست نیست كه شخصی ادعا كند، موسیقی‌اش عرفانی است.

 

كارهای شما با رامین كاكاوند در دو زمینه موسیقی با سازهای ملی و موسیقی با تنبور عرضه شده‌اند. اما چه طور است آثاری مثل بوی بهشت و رؤیای وصل كه از دسته دوم هستند نسبت به آثاری مثل قصه گیسو كه اخیرا منتشر شده با اقبال بیشتری مواجه می‌شوند؟
آقای كاكاوند در ملودی‌سازی شخصیت متفاوتی دارند و كارهای جالبی می‌سازند. بوی بهشت و رؤیای وصل به قولی گل این آثار هستند. در رؤیای وصل ما تلاش كردیم سازبندی یك سازبندی‌ شرقی باشد و در عین حال سونوریته كاملا جدید است؛ یعنی طبلا و باقلاما به سازبندی گروه اضافه می‌شوند و در عین حال عود همراهی‌كننده بسیار جذاب و خوبی است.

تنبور و دف هم جایگاه خودشان را دارند. در ضمن تدوین اثر هم خیلی حساب‌شده است. اگر شنونده یك كار آرام می‌شنود، بعد یك قطعه با ریتم و تمپویی تند به گوشش می‌رسد. سعی كردیم شنونده خسته نشود و سیر مجموعه برایش جذاب باشد. همیشه باید به مخاطب(مردم)فكر كرد و اثری متناسب و مؤثر ایجاد كرد.

با وجود اینكه شما و آقای كاكاوند می‌دانید كه این دسته از آثارتان موفق‌تر است چه اصراری دارید كه سراغ كارهایی با سازبندی موسیقی‌ ایرانی بروید؟ مثلا در همین آلبوم قصه گیسو اگر سازبندی شكل دیگری داشت، شاید نتیجه بهتری حاصل می‌شد.

در این كار آقای كاكاوند علاقه داشت، تار بزند. همین، انگیزه‌ای بود كه ایشان علاقه داشته باشند، قصه گیسو با اركستراسیون ایرانی ضبط شود. از سوی دیگر به‌دلیل زیادشدن كارهای ما با تنبور، پیشنهاد من هم این بود كه گروه سازهای ایرانی قطعات را اجرا كنند. البته گویا استقبال از قصه گیسو هم بد نبوده است.

البته من فكر می‌كنم این استقبال مدیون همان آثار تنبوری شماست؟
شاید...

وضعیت فعلی موسیقی در كشور را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
موسیقی در كشور ما صرفا جنبه تفننی پیدا كرده و سی‌دی‌های جعبه مقوایی در سوپرماركت‌ها فراوان شده است. به‌طور كلی توزیع موسیقی در سال‌های اخیر خیلی دچار مشكل شده و این مسئله دلایلی دارد: نخست اینكه تبلیغات در عرصه موسیقی وجود ندارد. تلویزیون حتی محصولات موسیقایی خودش را كه توسط شركت سروش منتشر می‌شود، تبلیغ نمی‌كند. خب! طبیعی است كه در چنین شرایطی موسیقی وارد سبد فرهنگی خانواده‌ها نمی‌شود و از این رهگذر دچار آسیبی به نام فراموشی می‌شود.

از سوی دیگر موسیقی ضربه مهلكی از مخاطبان خودش خورده و می‌خورد كه همانا رعایت‌نكردن قوانین كپی‌رایت است. مردم به راحتی یك سی‌دی اصل را می‌گیرند و دست به دست كپی می‌كنند و اصلا به فكر این نیستند كه چه آسیبی به موسیقی می‌زنند.

آنها نمی‌دانند یك آلبوم كه 30، 40میلیون تومان برایش خرج می‌شود باید بتواند به فروش برسد كه هنرمند بتواند كارش را در اثر بعدی دنبال كند. در واقع چرخه توزیع كه حلقه اصلی تكامل انتشار موسیقی محسوب می‌شود با این دو مسئله كاملا فلج است.

متأسفانه مراتب موسیقی تعریف شده نیست. گاهی از رسانه‌ها فقط موسیقی پاپ می‌شنویم و گاهی هم موسیقی ایرانی كاملا غلبه دارد. جالب اینجاست كه این موضوع دلیلی ندارد و براساس سلیقه تهیه‌كننده شكل می‌گیرد، در حالی كه توقع می‌رود برای تقویت شناخت مردم از موسیقی- به‌خصوص موسیقی ملی- تلویزیون و رادیو برنامه‌هایی تدارك ببینند كه در این جهت باشد.