تبلیغات
خبرهای موسیقی ایرانی - گفتگو با مجید درخشانی

منبع : هنر و موسیقی  - گروه شهناز برای نخستین بار با معرفی سازهای تازه‌ای که شجریان ساخته است، در اروپا به روی صحنه می‌رود. مجید درخشانی، آهنگساز، نوازنده و سرپرست گروه شهناز، در گفت‌وگویی از ویژگی‌های این گروه می‌گوید. * آقای درخشانی ترکیب فعلی گروه «شهناز»، با توجه به اضافه‌شدن چند ساز جدید به گروه، تغییراتی داشته است. لطفا در رابطه با این تغییرات و سازهایی که اضافه شده‌اند، توضیح دهید؟مجید درخشانی: گروه «شهناز» یک گروه متشکل از سازهای ایرانی است و تقریباً با همه‌ی سازهای ایرانی که در یک ارکستر معمول است، تشکیل شد. البته از برخی سازها دو تا داشتیم، مثل کمانچه و تار که دو نوازنده‌ی تار و دو نوازنده‌ی کمانچه بود و بعد سازهایی استاد شجریان ساخته‌بودند. مثل ساز صراحی که در کنسرت قبلی در تهران هم از آن استفاده شد که یک صدای آلتویی داشت و چند ماه پیش یک ساز صراحی باس درست کردند که تقریباً در محدوده‌ی صدای ویلون سل اروپایی است، ولی با صدای پوستی و ایرانی که آن ساز اضافه شد به گروه و یک سنتور بمی درست کرده بودند که تقریباً به اندازه‌ی یک پیانو است و این هم در حقیقت به ترکیب سازها اضافه شد. منتها چون امکان حمل این سنتور را نداشتیم، در این کنسرت اروپایی از این ساز استفاده نمی‌شود. ولی سازهای دیگری مثل صراحی و آلتو که کوچک‌ترهستند، استفاده می‌شود و قانون هم سال گذشته در دور دوم کنسرت‌های‌مان به تهران اضافه شد و نوازنده‌ها را هم، از نوازنده‌هایی که می‌شناختیم، انتخاب کردیم  که این سازها را می‌زنند.*معمولاً آقای شجریان با گروه‌هایی با تعداد کمتر اجرا داشته‌اند، البته به غیر از اجراهای ارکستری. این گروه با این تعداد چگونه تشکیل شد؟ در گروه شاهد جوان‌گرایی با استفاده از چهره‌های جدید نیز هستیم. این تغییرات با چه هدفی صورت گرفته است؟ایده این کار البته از سه سال پیش است، زمانی‌که ما با استاد به همراه گروه «آوا» که یک گروه چهارنفره بود، کار می‌کردیم. از آن موقع استاد در فکر این بود و با توجه به علاقه‌ای هم که خودم به کار ارکستری و گروهی بزرگ داشتم، مذاکراتی باهم کردیم و استاد گفت که چنین چیزی در فکرش هست که یک گروه کامل از سازهای ایرانی داشته باشند که فقط با ایشان کار کنند و اجرایی داشته باشند.من پیشنهاد کردم از بچه‌های جوان باشند به دلایل زیادی. اولاً، در شرایط فعلی در ایران، حالا نه فقط در شرایط امروز، از قبل اینطور بوده، کلاً کسانی که حالا چه در مراکز دولتی، چه در مراکز خصوصی، موسیقی کار می‌کنند، اصلاً امکان کمتری می‌دهند که جوان‌های مستعد، بخصوص جوان‌هایی که واقعاً چهره‌های موسیقی آینده می‌شوند، امکان فعالیت پیدا کنند. قدیمی‌ها معمولاً جای خودشان را به کسی دیگر نمی‌دهند یا خیلی کم امکان پشتیبانی وجود دارد. یعنی من واقعاً هم با صدا و سیما و هم با مرکز موسیقی سال‌هاست مذاکره می‌کنم که از جوان‌ها حمایت بشود. و من به استاد گفتم، بچه‌های نوازنده‌ی جوان خیلی خوبی هستند که من از چند سالی که اینجا در دانشکده‌ی هنر درس می‌دادم، می‌شناسم و واقعاً خیلی خوب است که بتوانیم از حضور این‌ها استفاده کنیم. چون این‌ها واقعاً دل به کار می‌دهند، همه‌شان آرزوی کار با استاد را دارند و برایشان پله‌ بزرگی است. گفتم که مطمئن باشید، این‌ها کسانی خواهند بود که دائم در این کار حضور فعال خواهند داشت.چون برای استاد خیلی مهم بود که بچه‌ها بتوانند برای این کار وقت بگذارند. و ایشان پیشنهاد دادند که من بچه‌ها را جمع کنم. من بچه‌ها را در ابتدا جمع کردم و تعداد مطلوب، ۱۱ تا ۱۲ نفر بود. بتدریج در طی این دو سالی که این گروه تشکیل شده است، ساز هم اضافه شد. الان وضعیت فعلی گروه اصلاً قابل مقایسه با یکسال پیش هم که کنسرت دادیم، نیست. بچه‌ها از نظر اخلاقی خیلی بهم نزدیک بودند و نزدیک‌تر شدند. تجربه‌ای که داشتم این بود که بچه‌ها باید از نظر سلیقه‌ی موسیقی، از نظر اخلاقی با هم یکدست باشند که گروه پایدار بماند. و هم اینکه بچه‌ها تماماً نوازنده‌های حرفه‌ای‌اند، و در زمینه‌ی موسیقی تحصیل کرده‌اند.و نتیجه‌ای که در ظرف هفت تا هشت ماه تمرین ما گرفتیم، دیگر استاد شجریان راضی‌تر شد که با این نسل جوان کار بکند، توانایی‌های جوان‌ها را دید و این‌که چقدر در قدرت نوازندگی و احساس خوب‌اند، یعنی کم از پیشکسوت‌ها ندارند و چهره‌های آینده‌‌اند. و  از حضور این جوان‌ها نتیجه‌ی خیلی مثبت گرفتیم.*در رابطه با نوع و فضای کارهایی که در تور اروپایی‌اجرا می‌کنید، بفرمایید. ظاهرا بخشی از کارها ساخته‌ی خودتان است و بخشی ساخته‌ی استاد شجریان.یک بخش از کارهایی که ساخته‌ی خودم است که باز در آن هم یک تصنیف خیلی زیبا از استاد شجریان است که من تنظیم کردم و یک کار هم از کار حسام السلطنه مراد، باد صبا، آن تصنیف قدیمی که آن را هم یک تنظیم جدید کردم که در همان بخشی که کار من است اجرا می‌شود. یکی در دستگاه همایون است با اشعار حافظ و مولوی و خود حسام السلطنه‌مراد. در بخش شور هم که کمی کار سنتی‌تر است، دو تصنیف از استاد است با یک پیش‌درآمد و یک چهارمضراب بسیار زیبا که این‌ها را من برای گروه «شهناز» تنظیم کرده‌ام. مجموعاً بخش اول در دستگاه شور است. بخش دوم، در دستگاه همایون. بینابین جاهایی هم که گروه نوازی می‌شود، ساز و آواز است. ولی به شکل خیلی تنظیم‌شده.*ادامه همکاری‌تان با استاد شجریان و همین طور گروه «شهناز» را چگونه می‌بینید؟ با توجه به این‌که آقای شجریان هر چند سال یکبار گروه را تغییر می‌دهند.من این آینده را دائمی می‌بینم. استاد شجریان هم بارها این را گفته است، هم جلو بچه‌ها گفته که خیلی علاقه دارد به تک تک بچه‌ها و یک احساس عاطفی پیش آمده. حتا همین هفته‌ی پیش که تمرین داشتیم، گفت من این سفر را اصلاً سفر کاری نمی‌دانم. فکر می‌کنم ما، این جمع، با هم یک سفر بکنیم، چون دو سال است داریم با هم کار می‌کنیم و اصلاً فکر نمی‌کنم که درآمدی داشته باشد. من سال گذشته پیشنهاد کردم که اگر موافق باشید برای یکبارهم شده، یک گروه بزرگ سازهای ایرانی به اروپا ببریم.به دلیل این که با یک خواننده‌، مثل استاد شجریان که یک بُعد وسیع مردمی دارد، می‌شود یک گروه بزرگ را برد. یعنی با توجه به استقبال  زیادی که از ایشان می‌شود، حداقل مقروض نمی‌شویم. و طبعاً وقتی حاضر می‌شود برای این گروه این همه هزینه بکند، ایشان از آن بخش مادی خودش صرف‌نظر می‌کند. و وقتی پیشنهاد کردم، گفت من که به مسایل مادی فکر نمی‌کنم و هزینه‌ها در بیاید، که حتماً در می‌آید و این پذیرفتن‌اش خیلی من را خوشحال کرد. چون من سال‌ها آرزو داشتم که یک گروه سازهای ایرانی بیاید اجرا بکند و اصلاً مردم بشنوند. حالا چه دوستانی که سال‌ها خارج از کشور بوده‌‌اند و با موسیقی این طرف کمتر آشنایی دارند و هم دوستان غیرایرانی که می‌آیند. به‌هر حال ارکستر ایرانی را بشنوند که چه جوری صدا می‌دهد و با سازها آشنا بشوند و این که ایشان پذیرفت واقعاً من را خوشحال کرد و تا به‌حال هم کسی جرأت نکرده بود، یک گروه خیلی بزرگ بیاورد.دلایل‌اش را می‌دانید که مشکلات مادی و هزینه‌ی سفر است. و این شانسی بود که به اسم تک تک ما رقم زده شد در کنار استاد شجریان که این برنامه بتواند یک تور اروپایی داشته باشد. و خوشبختانه همه چیزش فراهم شد و با چند دعوت از فیلارمونی کلن و چند مرکز دیگر در سایر کشورها که آن دعوت‌‌ها رسمی بود و به اینکه برنامه‌ها قطعیت پیدا بکند، خیلی کمک کرد. یعنی قراردادهایی که بستند. ولی با گروه کلاً هیچ قرارداد کاری بسته نشده است. ما در یک فضای دوستانه شروع کردیم و هیچ وقت هم کارمان تعطیل نشد، هفته‌ای دو روز تمرین مداوم بوده و این را بارها آقای شجریان عنوان کرده است که این گروهی است که من دوست داشتم که اصلاً از خیلی سال پیش تشکیل بدهیم و هیچ برنامه‌ای نیست که بخواهد احیاناً وقفه‌ای در کار با استاد شجریان پیش بیاید. به‌خصوص که خوشبختانه در این دو سالی که با هم بودیم و کار کردیم، هیچ گونه مشکلی، حتی بگویم کوچکترین مشکلی چه از لحاظ مادی و معنوی بین ما پیش نیامده و همه با اشتیاق به سر تمرین می‌آیند. و من فکر می‌کنم، تا زمانی که استاد شجریان می‌خواند، این گروه در کنارشان خواهد بود.